گوشی شنوا میخواهم که صدای احتیاج ما را در خاموشیمان بشنود


دستانی میخواهم که نوازش پوست تن عریان فاصله هامان باشد


لبخندی میخواهم که اضطراب از ناپایداری افکار مچاله شده از تنوع زندگی توام با هرزگی را آرامش باشد


تکرار خواسته های من سرانجام تلاش توست برای به دست آوردن ما در کنار هم.


هم آغوشی ما اولین تجربه ی از دست دادن دلهره ها باشد وقتی که جز ما کسی در آن هنگام در یاد ما نیست.


تو اگر توان درک این اتفاق را داری


بین ما سکوت، زمزمه ی مرگ ماست


نامم را صدا بزن تا آغاز کنیم از اینجا ...


 

نوشته از : محسن یاحقی

م.مسافر