بعدِ تو از تنهایی میلرزه دستم
از انتظارت پیر شدم ، غمگینُ خستم
اگه طرحی از یه لبخند هنوز رو لب من پیداست
بعدِ تو نگهدار اولین لبخندمان هستم
زنده ام هنوز از نفس کشیدنهای ممتد
مطمئن شم بر نمیگردی بدان به مرگ پیوستم
از تو هیچ انتظاری ندارم بعدِ مرگ اما
بدان رو به خدا منتظر جواب نشستم...

نوشته از : محسن یاحقی
م.مسافر